چرا بچه ها به شخصیت های کارتونی وابستگی پیدا می نمایند؟
به گزارش تنها پیامک، چرا بچه ها به محض تماشا شخصیت محبوبشان در تلویزیون، گویی دنیای اطراف را فراموش می نمایند؟ وابستگی عاطفی بچه ها به شخصیت های کارتونی، فراتر از یک تفریح ساده است؛ این پیوند ریشه در ساختارهای پیچیده مغز، نیازهای عاطفی و مراحل رشد شناختی آن ها دارد. بچه ها به وسیله این قهرمانان خیالی، دنیا را کشف می نمایند، با احساسات خود آشنا می شوند و مفاهیم اخلاقی را می آموزند. در واقع، این شخصیت ها برای کودک تنها تصویر نیستند، بلکه دوستانی واقعی محسوب می شوند که در تنهایی به آن ها پناه می برند. در این مقاله به آنالیز چرایی این دلبستگی عمیق از دیدگاه علوم اعصاب، روانشناسی و تکنیک های انیمیشن سازی می پردازیم.درک این پیوند عمیق می تواند به والدین یاری کند تا از قدرت رسانه برای آموزش بهتر بچه ها خود استفاده نمایند.
شخصیت های کارتونی به علت ویژگی های بصری و رفتاری خاص، به گونه ای طراحی می شوند که مستقیماً سیستم پاداش مغز کودک را هدف قرار دهند.
01
پدیده روابط شبه اجتماعی در دنیای بچه ها
روابط شبه اجتماعی (Parasocial Relationships) نوعی پیوند یک طرفه است که بین مخاطب و یک شخصیت رسانه ای شکل می گیرد. در حالی که بزرگسالان می دانند این رابطه واقعی نیست، بچه ها خردسال به علت عدم تکامل کامل بخش تست واقعیت در مغزشان، این شخصیت ها را به عنوان دوستان واقعی درک می نمایند. آن ها با شخصیت ها حرف می زنند، برایشان نگران می شوند و حتی در دنیای خیالی خود برای آن ها جایی در نظر می گیرند. این رابطه به کودک یاری می نماید تا مهارت های اجتماعی (Social Skills) را در محیطی بدون ریسک تمرین کند. شخصیت های کارتونی همیشه در دسترس هستند، هرگز کودک را طرد نمی نمایند و رفتارهای قابل پیش بینی دارند که باعث ایجاد امنیت روانی می گردد.
02
طراحی بیولوژیک؛ جادوی طرحواره نوزاد
بسیاری از شخصیت های محبوب کارتونی بر اساس اصولی طراحی می شوند که لورنز آن را طرحواره نوزاد (Kindchenschema) نامیده است. ویژگی هایی مانند چشمان بسیار درشت، پیشانی بلند و صورت گرد، غریزه مراقبت را در انسان بیدار می نماید. انیماتورها با اغراق در این ویژگی های فیزیکی، واکنشی ناخودآگاه در مغز کودک ایجاد می نمایند که منجر به ترشح اکسی توسین (Oxytocin) یا همان هورمون عشق می گردد. این دقیقاً همان مکانیسمی است که باعث می گردد ما نوزادان یا توله حیوانات را دوست داشتنی ببینیم. بچه ها به طور تکاملی برنامه ریزی شده اند تا به موجوداتی با این مشخصات ظاهری اعتماد نمایند و به آن ها دلبسته شوند.
03
نورون های آینه ای و همدلی عمیق
وقتی یک شخصیت کارتونی در حال خنتماشا یا گریه کردن است، مغز کودک همان منطقه ها عصبی را فعال می نماید که گویی خودش در حال تجربه آن احساس است. این فرآیند به وسیله نورون های آینه ای (Mirror Neurons) مدیریت می گردد. از آنجایی که بچه ها هنوز در حال یادگیری مدیریت هیجانات (Emotion Regulation) هستند، مشاهده نحوه برخورد یک قهرمان با ترس یا شکست، به آن ها الگوهای رفتاری عملی می دهد. این همزادپنداری باعث می گردد کودک احساس کند که تنها نیست و کسی در دنیای تلویزیون وجود دارد که دقیقاً همان ترس ها و شادی های او را تجربه می نماید. این موضوع یکی از قوی ترین ابزارهای تقویت هوش هیجانی در سنین پیش از دبستان است.
04
انسان انگاری؛ چرا حیوانات سخنگو مجذوب کننده هستند؟
تمایل به بخشیدن صفات انسانی به اشیاء یا حیوانات که به آن انسان انگاری (Anthropomorphism) می گویند، در بچه ها بسیار قدرتمند است. برای یک کودک، هیچ تضادی در این نیست که یک اسفنج در اعماق دریا صحبت کند یا یک ماشین دارای احساسات باشد. این ویژگی به بچه ها اجازه می دهد تا مسائل پیچیده انسانی را در قالبی ساده تر و قابل فهم تر درک نمایند. شخصیت های غیرانسانی به علت فاصله داشتن از واقعیت صلب، فضای بیشتری برای تخیل فراهم می نمایند. از لحاظ تاریخی، قصه های عامیانه نیز همیشه بر همین اصل راسخ بوده اند تا آموزه های اخلاقی را بدون ایجاد مقاومت ذهنی به نسل های بعد منتقل نمایند.
05
پیش بینی پذیری و کاهش اضطراب
دنیای واقعی برای یک کودک اغلب غیرقابل پیش بینی و گاهی ترسناک است. اما در دنیای کارتون ها، قوانین مشخصی وجود دارد. شخصیت ها تکیه کلام های خاص خود را دارند و هر قسمت معمولاً با ساختار مشابهی تمام می گردد. این تکرار و قابلیت پیش بینی (Predictability) باعث کاهش سطح کورتیزول (Cortisol) یا هورمون استرس در بدن کودک می گردد. تماشای چندین باره یک قسمت تکراری که برای والدین خسته نماینده است، برای کودک تمرینی برای تسلط بر محیط است. او می داند چه اتفاقی می افتد و این آگاهی به او حس قدرت و کنترل می دهد که در زندگی روزمره کمتر تجربه می نماید.
06
شکل گیری هویت و الگوبرداری
بچه ها در مسیر رشد در پی پاسخ به این سوال هستند که من کی هستم؟. شخصیت های کارتونی به عنوان بلوک های سازنده هویت (Identity Formation) عمل می نمایند. وقتی یک کودک لباس ابرقهرمانی می پوشد، او صرفاً در حال بازی نیست؛ بلکه در حال آزمایش ویژگی های شخصیتی مانند شجاعت، عدالت یا مهربانی است. این الگوبرداری به آن ها اجازه می دهد تا نقش های اجتماعی مختلف را قبل از ورود جدی به جامعه تمرین نمایند. در جامعه شناسی، این پدیده به عنوان یادگیری مشاهده ای شناخته می گردد که در آن رسانه نقش یک مربی خاموش اما بسیار تاثیرگذار را ایفا می نماید.
07
تاثیر بازاریابی و محصولات جانبی
وابستگی کودک به یک شخصیت فقط به زمان تماشای تلویزیون محدود نمی گردد. صنعت بازاریابی با فراوری اسباب بازی ها، لباس ها و لوازم التحریر، حضور آن شخصیت را در زندگی فیزیکی کودک تداوم می بخشد. داشتن یک عروسک از شخصیت محبوب به کودک یاری می نماید تا پیوند عاطفی خود را از دنیای دیجیتال به دنیای واقعی منتقل کند. این اشیاء به عنوان اشیاء گذار (Transitional Objects) عمل می نمایند که در غیاب والدین، به کودک آرامش می دهند. حضور فیزیکی قهرمان کارتونی بر روی تختخواب یا کیف مدرسه، حس همراهی مداوم را تقویت نموده و دلبستگی را عمیق تر می سازد.
08
نقش صدا و موسیقی در پیوند عاطفی
موسیقی متن و صدای دوبلورها نقش حیاتی در ایجاد وابستگی دارند. نوسانات صدای شخصیت ها معمولاً به گونه ای طراحی می گردد که فرکانس های آرام بخش و محبت آمیز داشته باشد. موسیقی تم (Theme Music) یک انیمیشن می تواند بلافاصله شرایط خلقی کودک را تغییر دهد. در روانشناسی صدا، ثابت شده است که بعضی ملودی ها باعث تحریک ترشح دوپامین (Dopamine) می شوند. وقتی کودک با شنیدن تیتراژ یک کارتون هیجان زده می گردد، مغز او در حال تجربه یک پاداش شیمیایی است که باعث می گردد تمایل داشته باشد این تجربه را بارها و بارها تکرار کند.
09
سوءبرداشت ها؛ آیا این وابستگی خطرناک است؟
در گذشته بعضی از روان شناسان نگران بودند که وابستگی شدید به کارتون ها باعث انزوای اجتماعی کودک گردد. اما یافته های تازه نشان می دهد که اگر این موضوع تحت نظارت والدین باشد، می تواند به اجتماعی تر شدن کودک یاری کند. بچه های که به شخصیت های مشابه علاقه دارند، سریع تر با هم ارتباط برقرار می نمایند و بازی های گروهی بر اساس سناریوهای کارتون می سازند. خطر اصلی نه در خودِ وابستگی، بلکه در محتوای کارتون و اندازه زمان مصرفی (Screen Time) است. اگر شخصیت ها رفتارهای مثبت را ترویج نمایند، وابستگی به آن ها می تواند یک ابزار تربیتی قدرتمند در دست والدین باشد.
10
اسرار پشت پرده؛ خلق شخصیت های ماندگار
خلق یک شخصیت محبوب، تصادفی نیست. شرکت های بزرگی مانند دیزنی (Disney) یا پیکسار (Pixar) از تیم های روانشناسی برای آنالیز واکنش های فیزیولوژیک بچه ها به رنگ ها و فرم ها استفاده می نمایند. برای مثال، استفاده از رنگ های گرم و اشباع شده (Saturated Colors) باعث جلب توجه فوری می گردد. بعلاوه، شخصیت هایی که دارای نقص های کوچک یا ویژگی های دست وپاچلفتی هستند، بیشتر مورد استقبال قرار می گیرند، زیرا کودک با آن ها احساس راحتی بیشتری می نماید. این آسیب پذیری شخصیت باعث می گردد کودک حس کند که لازم نیست کامل باشد و این پیغام، پیوند عاطفی بسیار عمیقی ایجاد می نماید.
11
ترومای مشترک و پیوندهای بقا
بسیاری از انیمیشن های کلاسیک، شخصیت های خود را در موقعیت های سخت مانند از دست دادن والدین یا تنهایی قرار می دهند (مانند بامبی یا شیرشاه). اگرچه این صحنه ها غم انگیز هستند، اما تماشای نحوه عبور شخصیت از این بحران، نوعی پیوند بقا بین کودک و شخصیت ایجاد می نماید. کودک با تماشا قدرت شخصیت در مواجهه با غم، به او افتخار می نماید و او را به عنوان یک راهنمای معنوی در ضمیر ناخودآگاه خود می پذیرد. این تجربیات احساسی مشترک، عمق دلبستگی را به سطحی می رساند که حتی در بزرگسالی نیز با تماشا آن کارتون، حس نوستالژی (Nostalgia) شدیدی ایجاد می گردد.
12
آینده دلبستگی؛ هوش مصنوعی و کارتون های تعاملی
با ظهور هوش مصنوعی (Artificial Intelligence)، دنیای کارتون ها در حال تغییر است. در آینده، شخصیت ها دیگر صرفاً تصاویر متحرک نخواهند بود، بلکه می توانند با کودک به صورت زنده صحبت نمایند و به سوالات او پاسخ دهند. این موضوع سطح وابستگی را به ابعاد تازهی می برد. شخصیت هایی که نام کودک را صدا می زنند و علایق او را به خاطر می سپارند، می توانند تاثیری به مراتب قوی تر از کارتون های سنتی داشته باشند. این پیشرفت تکنولوژیک، ضرورت نظارت آگاهانه والدین بر کیفیت این تعاملات را دوچندان می نماید تا اطمینان حاصل گردد که این پیوندها در جهت رشد مثبت کودک باقی می مانند.
وابستگی بچه ها به شخصیت های کارتونی پدیده ای چندبعدی است که از نیازهای بیولوژیک برای امنیت تا آرزوهای قلبی برای قهرمانی را شامل می گردد. این شخصیت ها دریچه ای هستند که به وسیله آن، بچه ها مفاهیم انتزاعی مانند خوب و بد، شجاعت و ترس را تجربه می نمایند. به عنوان والدین یا مربیان، به جای مقابله با این وابستگی، می توانیم از آن به عنوان یک ابزار آموزشی استفاده کنیم. با انتخاب محتوای باکیفیت و مصاحبه درباره رفتارهای شخصیت ها، می توانیم این پیوند عاطفی را به مسیری برای تقویت همدلی و خلاقیت تبدیل کنیم. دنیای کارتون ها برای بچه ها فقط یک قاب شیشه ای نیست، بلکه بستری است که در آن نخستین بذرهای شخصیت اجتماعی و عاطفی آن ها کاشته می گردد.
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان گذار وبلاگ خبرنگاران
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان گذار وبلاگ خبرنگاران .
بیش از دو دهه در زمینه سلامت، پزشکی، روان شناسی و جنبه های فرهنگی و اجتماعی آن ها می نویسد و کوشش می نماید دانش را ساده اما دقیق منتقل کند.
پزشکی دانشی پویا و همیشه در حال تغییر است؛ بنابراین، محتوای این نوشته جایگزین ویزیت یا تشخیص پزشک نیست.
دربارهٔ علیرضا مجیدی در خبرنگاران